تبليغاتX
نهیق
گل طوطی (ایا تاکنون این گل رادیده اید اگر ندیده اید نظر واجب است)
image

 نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم
گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
گفتم : چگونه اي ؟گفت در بند بي خيالي
گفتم : كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟
گفتا : كه مي سرايم شعر سپيد باري
گفتم : ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد
گفتم : رقيب گفتا : او نيز كله پا شد
گفتم : كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ز خالش ‚آن خال آتش افروز؟
گفتا : عمل نموده ‚ ديروز يا پريروز
گفتم : بگو زمويش گفتا كه مش نموده
گفتم : بگو ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا؟چگونه؟عاقل شده است مجنون؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
گفتا : خريد قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو زساقي حالا شده چه كاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو زساقي ‚حالا شده چه كاره؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا : كه دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ز محمل يا از كجاوه يادي
گفتا : پژو‚ دوو‚ بنز يا گلف نوك مدادي
گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي
گفتا : كه جاي خود را داده به فاكس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جاي هدهد‚ ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
گفتا : به پست داده آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي
گفتا كه : ادكلن شد در شيشه هاي رنگي
گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي
گفت : آنچه بود از دم گشته چلو كبابي
گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري؟
گفتا : كه جاش دارم وافور با نگاري
گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آنها
گفتم : شما و زندان حافظ مارو گرفتي؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي!!!

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 16:53
روز عشق ایرانی مبارک


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 16:37
لطفا یک خاطره از دبستان خود را بگذارید
               دو  كاج

در  كنار  خطوط " سیم  پیام "   //    خارج  از  ده ،  دو  كاج ،  روئیدند

سالیان      دراز ،  رهگذران       //  آن دو را چون دو دوست می دیدند

روزی   از  روزهای     پاییزی      //    زیر   رگبار   و     تازیانه ی    باد 

یكی  از كاجها  به   خود   لرزید   //  خم   شد   و   روی  دیگری  افتاد

گفت   ای   آشنا  ببخش  مرا    //  خوب   در   حال   من    تامل   كن

ریشه هایم  ز خاك بیرون است  //    چند   روزی    مرا    تحمل    كن

كاج  همسایه  گفت  با   تندی   //    مردم    آزار ،    از   تو      بیزارم

دور  شو ، دست  از سرم  بردار //    من   كجا   طاقت   تو    را   دارم 

بینوا   را    سپس  تكانی  داد    //  یار   بی رحم   و  بی  محبت  ا و

سیمها  پاره گشت  و كاج افتاد  //  بر  زمین  نقش  بست  قامت  ا و

مركز  ارتباط  ،  دید   آن    روز     //  ا نتقا ل   پیام  ،  ممكن   نیست

گشت  عازم  ، گروه  پی  جویی  //  تا  ببیند كه عیب  كار از  چیست

سیمبانان  پس  از  مرمت سیم  //   راه   تكرار    بر    خطر     بستند

یعنی  آن  كاج  سنگدل  را  نیز   //   با  تبر  ،  تكه تكه  ،   بشكستند

                                                   محمد  جواد  محبت

 

این هم خاطره من (مهریه 1000 بوسه)

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 و ساعت 22:37
زندگي (فرزند کمتر زندگی بهتر)
 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 21:42
خفه شدم کمک
 

این عکس را در ادامه مطلب ببینید!

  

 

سگ نجس نیست (در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 10:42
والنتیاین بر مومنین مبارک باد
 والنتیاین بر مومنین مبارک باد

 درستای این که اصولا والنتیاین( کثرالله امثالهم) از اعیاد مهمه در ممالک اسلامی است و ‏فرارسیدن آن باید جشن گرفته شود، و در راستای این که اصولا توجه به والنتیاین برای همه ملت ‏های جهان لازم بوده و اصولا این احتمال وجود دارد که تا ده سال دیگر والنتیاین یک عید مهم ‏ایرانی و اسلامی شده و این عید محترم در ممالک مسلمین جشن گرفته شود و در عوض کفار و ‏غربی های خائن به جای آن عید فطر را جشن بگیرند، لذا پیام های مسوولان محترم را به امت ‏شهیدپرور، از هر جناح و نوع و جهت، منتشر می کنیم.

 

گربه های والنتاین را اینجا ببینید

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 21:20
والنتین مبارک 2
آموزش شنا به کودکان 6 ماهه تا 6ساله

فیلم آموزش شنا به کودکان 6 ماهه تا 6ساله

ارزش دیدن را دارد ولی بزرگ میباشد




چند سالی است حوالی 25 بهمن ( 14 فوریه ) که می شود ، هیاهو و هیجان را در خیابانها می بینیم . مغازه ها از اجناس کادویی لوکس و فانتزی غلغله می شود همه جا اسم valentine به گوش می خورد .

بقیه در ادامه (جالبه بخوانید )


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 16:50
انقلاب نوه اش را هم می خورد
رقص روز والنتین

 




روی رقص روز والنتین کلیک کنید وکیف کنید اینهم برای محمدرضا




انقلاب نوه اش (محمد رضا ) را هم می خورد

 

‏1) انقلاب نه تنها فرزندان خودش، بلکه نوه رهبرش را هم می خورد.‏

‏2) انقلاب دهها زندانی سیاسی را آزاد کرد، بعدا آنها دو گروه شدند، یا زندانبان شدند، یا توسط هم سلول های قبلی ‏شان اعدام شدند.‏

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 20:19
کیک جشن تولد
ببینید چه طور منو میاندازید تو زحمت

چون جمعیت زیاد بود

مجبور شدم ۵ تا کیک سفارش بدم

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 22:0
پست ویژه (22 بهمن تولد پدرم مبارک)

پيش از اينها فكر ميكردم خدا

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتي از الماس وخشتي از طلا
پايه هاي برجش از عاج وبلور
بر سر تختي نشسته با غرور
ماه برق كوچكي از تاج او
هر ستاره پولكي از تاج او

اطلس پيراهن او آسمان
نقش روي دامن او كهكشان

رعد و برق شب صداي خنده اش
سيل و طوفان نعره توفنده اش
دكمه پيراهن او آفتاب
برق تيغ و خنجر او ماهتاب
هيچكس از جاي او آگاه نيست
هيچكس را در حضورش راه نيست
پيش از اينها خاطرم دلگير بود
از خدا در ذهنم اين تصوير بود
آن خدا بي رحم بود و خشمگين
خانه اش در آسمان دور از زمين
 

بود اما در ميان ما نبود
مهربان و ساده وزيبا نبود
در دل او دوستي جايي نداشت
مهرباني هيچ معنايي نداشت
هر چه مي پرسيدم از خود از خدا
از زمين، از آسمان،از ابرها
زود مي گفتند اين كار خداست
پرس و جو از كار او كاري خطاست
آب اگر خوردي ، عذابش آتش است
هر چه مي پرسي ،جوابش آتش است
تا ببندي چشم ، كورت مي كند
تا شدي نزديك ،دورت مي كند
 

كج گشودي دست، سنگت مي كند
كج نهادي پاي، لنگت مي كند
تا خطا كردي عذابت مي كند
در ميان آتش آبت مي كند
با همين قصه دلم مشغول بود
خوابهايم پر ز ديو و غول بود
نيت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه مي كردم همه از ترس بود

مثل از بر كردن يك درس بود 

 

مثل تمرين حساب و هندسه
مثل تنبيه مدير مدرسه
مثل صرف فعل ماضي سخت بود
مثل تكليف رياضي سخت بود

*****
تا كه يكشب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد يك سفر
در ميان راه در يك روستا
خانه اي ديديم خوب و آشنا
 

زود پرسيدم پدر اينجا كجاست

گفت اينجا خانه خوب خداست!

گفت اينجا مي شود يك لحظه ماند
گوشه اي خلوت نمازي ساده خواند
با وضويي دست ورويي تازه كرد
با دل خود گفتگويي تازه كرد
گفتمش پس آن خداي خشمگين
خانه اش اينجاست اينجا در زمين؟
گفت آري خانه او بي رياست
فرش هايش از گليم و بورياست
مهربان وساده وبي كينه است
مثل نوري در دل آيينه است

مي توان با اين خدا پرواز كرد
سفره دل را برايش باز كرد
مي شود درباره گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد

چكه چكه مثل باران حرف زد

قيصر امين پور

 

حالا نامه ای از خدا را اینجا ببینید

 

دوستان نظرات زیبای شما یک ایمیل زیبا را جایزه خواهد داشت.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 20:50
آموزش بازار یابی

دختر زیبا در مهمانی  و روش های بازاریابی!

 

 

در دانشگاه استنفورد ، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود:

 

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی مستقیم

 

* شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه : " اون پسر ثروتمندیه ، باهاش ازدواج کن" ، به این می گن تبلیغات

 

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین ، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی تلفنی

 

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش ، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین ، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین ، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین : " در هر حال ،من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این میگن روابط عمومی

 

*شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه : "شما پسر ثروتمندی هستی ، با من ازدواج می کنی؟" ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری

 

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه ، به این میگن پس زدگی توسط مشتری

 

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا

 

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا

 

* شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این که بگین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود به بازار

 

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. سعي مي کنيد به ش کم محلي کنيد تا از شما خوش اش بياد، اون هم فمينيست از آب در مي آد و برايِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو مي گيره و با هم مي رن سان فرانسيسکو. به اين مي گن اشتباهِ استراتژيک در بازاريابي.

 

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مؤدبانه يه يه شاخه گلِ سرخ به ش مي ديد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»، اما اون گل رو توي سرتون مي زنه، چون شديداً استقلاليه. به اين مي گن اشتباهِ تاکتيکي در بازاريابي.

 

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات گولش زده بودید سروکلش پیدا می شه و رسواتون میکنه

به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار.

 

*شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی طرف ولو می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار.

 

*شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و می خواهید بگید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ که یک هو یک دختر زیباتر از اون رو پشت سرش می بینید فورا مسیر رو عوض می کنید و به سمت دختر جدید می رید.

به این میگن چشم چرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار.

 

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اونهم با شعف خاصی برمی گرده و لبخند می زنه ، شما که بادیدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافیدبه این میگن بدبیاری یا خطای بازار

 

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. به جايِ اين که جلو بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ به مادرتون مي گيد که با مادرش تماس بگيره و قرار خواستگاري رو بذاره. به اين مي گن بازاريابي سنتي.

 

* شما در يک مهماني ، يک دخترِ بسيار زيبا رو می بينيد و ازش خوش تون مي آد. جلو مي ريد و مي گيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ اون هم با دوست اش صحبت مي کنه و در موردِ شما توضيح مي ده و شما با هردوي اونا ازدواج مي کنيد. به اين مي گن بازاريابي دهان به دهان!

 

* شما در يک مهماني ، دخترِهای بسيار زيبایِ فراوانی رو می بينيد و ازشون خوش تون مي آد. سرگردان می شید که جلو کدوم بريد و بگيد: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم»؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار

|+| نوشته شده توسط نی نی در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 20:58
تقديم به محمد رضا باقري(بيا اشتي (وبلاگ نجواي قلم))

بزرگ ترین کلاه برداران تاریخ

هميشه دانشمندان يا هنرمندان نبوده‌اند كه با انجام كارهايي كه قبلاً كسي آن را انجام نداده و يا با خلق اثري كه مشابه آن وجود نداشته، به تاريخ پيوسته باشند. كلاهبرداران هم در تاريخ جايي براي خود دارند:


در ادامه چلوكباب از کجا آمد ؟  را که باقری دوست دارد میآوریم !


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 17:5
موندم که این ماشین کدوم طرف میره ؟
 

در ضمن عکس در انتظار مادر را در ادامه ببینید ! 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 16:59
تقدیم به محمد رضا http://mfhsystem.blogfa.com/
Image

ببين با هلو چي درست كردن

آدم میخواد یهو بخوردش

این را میدم ممد رضا آشتی کنیم


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 17:30
به این میگن نسیم بهشتی (أقايون اگر میتوانند نبینند)
ببین این نسیم چه به موقع وزید ؟!

http://de.youtube.com/watch?v=MWH1pZqsYZE

|+| نوشته شده توسط نی نی در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 16:19
پدر و پسر و نوه(پسر بادام - نوه مغز بادام )
 

|+| نوشته شده توسط نی نی در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 15:50
این کلیپ ( لبخند خدا) را به مادرم تقدیم میکنم
لطفا در این پست فقط در رابطه با مادر نظر بگذارید!

این محبت فراموش نمیشود.

ممنونم

 

http://louzi.ir/clip/labkhand-khoda

 

 

خدا بهمرا هتان ممنونم که شادم کردید

تا شنبه

 

در بوسه هاي مادر
خورشيد نور باران
آغاز روز تازه
لبخند بامدادان

در خنده هاي مادر
عطر خوش گلستان
زيبايي طبيعت
شادابي بهاران.

مادر تو روح و جاني
مادر تو جاوداني
با من تو مهرباني
با من تو همزباني

مادر تو بهتريني
مادر تو نازنيني
مادر تو دلنشيني
بر حلقه ام نگيني.

مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.

در چشم هاي مادر
آبي آسماني
روًياي سبز نوروز
معناي زندگاني

در اشك هاي مادر
پاكي آب باران
رنگين كمان روشن
آواي چشمه ساران.

مادر زعشق سرشار
روح نثار و ايثار
در راه كودكانش
مادر بود فداكار

مادر چراغ خانه
گرماي آشيانه
مهرش درون قلبم
ماناست جاودانه.

مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.

در نغمه هاي مادر
لالايي محبت
شعر بلند پيوند
آواي انس و الفت

در پند هاي مادر
شيريني سعادت
آسايش دو گيتي
شادي بينهايت.

مادر تو صبح پاكي
برتر ز آب و خاكي
در مشرق محبت
خورشيد تابناكي

تو مايهً غروري
سرچشمهً سروري
سرشار شعر و شوري
بخشندهً شعوري.

مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.

مادر دلش رحيم است
قلبش مرا حريم است
روحش پناهگاهم
در لحظه هاي بيم است

قلبش طپد برايم
خود را كند فدايم
پر ميشوم ز شادي
چون ميكند صدايم.

بخشندهً جوانيست
معناي زندگانيست
لبخندش آسمانيست
شادي جاودانيست


آرامش نسيم است
بخشنده و كريم است
در بوستان هستي
چون گل پر از شميم است.

مادر هميشه بيدار
مادر هميشه در كار
باشد براي فرزند
مادر هميشه غم خوار
مادر هميشه خوش قلب
مادر هميشه دل سوز
مادر هميشه روشن
خورشيد عالم افروز.

|+| نوشته شده توسط نی نی در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 23:19
بی صلاحیت مجلس

بی صلاحیت مجلس وارد اتاق هیات نظارت شورای نگهبان شده و در حالی که دست هایش را روی ‏سینه گذاشته است، سلام می کند.‏
آقای هیات نظارت: بفرمائید.‏
بی صلاحیت مجلس: حاج آقا منصور منو فرستاده مزاحم تون بشم، صلاحیتم رد شده.‏
آقای هیات نظارت: بله، به من زنگ زد. برای چی رد صلاحیت شدی؟
بی صلاحیت مجلس: والله نمی دونم.‏
آقای هیات نظارت: شما با نهضت آزادی کار کردی؟
بی صلاحیت مجلس: من؟ نه، ولی چند بار اعلامیه شون رو پاره کردم.‏
آقای هیات نظارت: خدا خیرت بده، ببینم شما روزنامه نگار بودی؟
بی صلاحیت مجلس: روزنامه نگار که نبودم، ولی چند بار به دفتر روزنامه حمله کردم. ‏
آقای هیات نظارت: احسنت! شما هیچ وقت گروهکی نبودی؟ از اون دوره بچگی؟ ‏
بی صلاحیت مجلس: نه حاج آقا! گروهکی نبودم، ولی چند تا گروهکی رو دوره جوونی کتک زدم.‏
آقای هیات نظارت: خدا حفظت کنه! شما هیچ وقت اصلاح طلب نبودی؟
بی صلاحیت مجلس: نه حاج آقا، من روز اول خرداد بعد از اینکه به حاج آقا ناطق رای دادم، ‏بیهوش شدم و در حال کما بودم، سه سال قبل یک روز قبل از انتخاب حاجی به هوش اومدم و به ‏حاج آقا احمدی نژاد رای دادم، در تمام دوره اصلاحات من بیهوش بودم.‏
آقای هیات نظارت: شما التزام عملی به ولایت فقیه داشتی؟‏
بی صلاحیت مجلس: بله حاج آقا، اصلا بیهوشی من بخاطر همین بود. من روز اول خرداد رفتم ‏ملاقات آقا، ایشون رو که دیدم یک حالت ذوبی به من دست داد، کاملا ذوب شدم و هشت سال توی ‏شیشه به همون حالت بودم تا خدا عمر دوباره داد. ‏
آقای هیات نظارت: احسنت بر شما، ببینم شما هرگز با رادیوهای خارجی مصاحبه کردی؟
بی صلاحیت مجلس: رادیوی خارجی چی هست؟ خارج از کجا؟‏
آقای هیات نظارت: مثلا با رادیو بی بی سی یا رادیو فردا مصاحبه کردی؟
بی صلاحیت مجلس: نه، هیچ وقت، فقط یک بار پسرم رادیو جوان گوش می داد که یک ساعت ‏کتکش زدم و الآن بیمارستانه.‏
آقای هیات نظارت: دستت درد نکنه، ببینم، شما اصولا جزو مفسدین اقتصادی نبودی؟ مثلا پول ‏بیت المال خورده باشی؟
بی صلاحیت مجلس: نه حاج آقا! من الآن دو ساله که فقط نون خشک می خورم و عیالم بخاطر ‏گرسنگی مرد، خودم هم از کرج تا اینجا چون پول اتوبوس نداشتم پیاده اومدم.‏
آقای هیات نظارت: برادر! من شرمنده ام، ولی فکر کنم صلاحیت شما احراز نشده. ‏
بی صلاحیت مجلس: حالا چی کار کنم؟ می شه شما احرازش کنی؟‏
آقای هیات نظارت: نه، شما برو، چهار سال دیگه بیا.‏

 

|+| نوشته شده توسط نی نی در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 17:20
این گنجشکه منم .... کمک کمک کمک کمک
در همین حال، ایسنا و ایرنا و ایبنا و ایلنا و ایشنا و ایقنا گزارش دادند که پس از نماز جمعه دیروز ‏گروه کثیری از امت شهیدپرور ایران، پس از برگزاری نماز جمعه در تظاهرات میلیونی شرکت ‏کردند و با دادن شعارهای « خون شهید می جوشد، قلیان می خروشد.»، « تنباکوی میوه ای حق ‏مسلم ماست.» به سوی سفارت انگلیس و فرانسه و آلمان به عنوان مخالفان مصرف قلیان در ‏کشور رفته و تصمیم به اشغال این سفارتخانه ها داشتند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 21:31
تسلیت
باخبر شدم که پدر دوست ارجمندم ستاره ابری

که جانباز شیمیایی بود به رحمت خدا پیوست

 

لذا تسلیت خود را اعلام واز خدا صبر برای بازماندگان

خواستاریم

خدا اجر وصبر عنایت کند

 

|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 16:4
هنر عکاس را در گرفتن عکس از این پل ببینید؟!

من موندم آخر عکس را در چه وضعیتی ایستاده وعکس انداخته است؟


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 20:9
جایزه ویژه
با سلام

افراد زیر لایق جایزه ویژه شده اند.

به شرطی که ایمیلتان را به صورت خصوصی بگذارید.

باران ۴۵

ترانه اسمانی

ایاز

مرضیه

مه لقا

دختری از جنس باران

غروب کویر(شولی شلغم(مهدی))

شالیزارهای سر سبز من

و سمپادی های گل(مخمل-حسینی-بوذرجمهری-سعید جمبو-صابرجون-اعتمادی-x y )

وپیمان از اصفهان دوست باران گل

و حمید رضا وجدانی

این جایزه شامل ۳۰ عدد عکس نقاشی است که شما ۱۶ تای انرا دیده اید
 
 
فوتبال دوستان به ادامه مطلب مراجعه کنند.

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 9:50
آپ ویژه
سلام

تقدیم به همه دوستان گلم!

لطفا هردوست به قسمت خودش مراجعه کند.

و حتما ادامه مطلب را ببینید.

و نظرات خودتان را در همان قسمت بیان کنید.

در ضمن خوشحال میشم نظر خودتون را راجع به این عکس ها بدونم


در خاتمه به بهترين و بيشترين نظرات جايزه ويژه تعلق ميگيرد.

 

|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:35
تقدیم به پدرم

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:34
تقدیم به ستاره ابری

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:33
تقدیم به باران و پسرش امید

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:32
تقدیم به ایاز

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:31
تقدیم به ترانه اسمانی

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:30
تقدیم به مه لقا

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:27
تقدیم به محسن

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:25
تقدیم به دختری از جنس باران

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:23
تقدیم به سمپادی های گل(پسر و دختر)

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:17
تقدیم به وبلاگ اسلام_قرآن_اعجاز

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:15
تقدیم به شالیزار سبز

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:13
تقدیم به عماد

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:11
تقدیم به غروب کویر(شولی شلغم(مهدی))

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:7
تقدیم به مرضیه و ساریه

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:7
و تقدیم به تمام دوستانی که فراموششان کردم.
با یاد آوریتان این مشکل برطرف خواهد شد.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط نی نی در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 16:5