|
کاشف رمز DNA
کاش میشد بدانیم که دیگران چقدر ما رو دوست دارند...
کاش میشد قلب و زبونمون یکی بود...
کاش میشد در موقع بود و نبود دوستانمان یکرنگ باشیم...
کاش میشد بفهمیم در دل دوستانمان چیست...
کاش میشد دوستانمان رو خوب بشناسیم...
کاش میشد آدمها هیچ وقت بزرگ نمیشدند، هیچ وقت عوض نمیشدند؛ که بدترین چیز عوض شدن دوستان قدیمی و صمیمی در طول زمان و جلوی چشممان است...
کاش میشد در مورد دوستانمون زود قضاوت نکنیم...
کاش میشد یاد بگیریم که همدیگه رو رنگ نکنیم؛ چون کسانی که دیگران رو رنگ میکنند روزی خودشان هم رنگ میشوند...
کاش میشد یاد بگیریم که قبل از اینکه عشق رو گدایی کنیم، به دیگران عشق بورزیم...
کاش میشد یاد بگیریم که استحکام دوستی ها در صداقته...
کاش میشد یاد بگیریم که چطور ایراد دیگران رو بگوییم، بدون اینکه ناراحت شوند...
کاش میشد یاد بگیریم که در مورد دیگران زود قضاوت نکنیم...
کاش میشد یاد بگیریم که شکستن دل دیگران از هر کاری در دنیا بدتر و آسون تره...
کاش میشد یاد بگیریم که زیباترین درخت، سر به زیرترین درخته...
کاش میشد یاد بگیریم که دروغ نگیم...
کاش میشد بفهمیم که ما بهترین، برترین، زیباترین، بزرگترین، عاشق ترین و صادق ترین نیستیم...
کاش میشد بفهمیم که فقط ما در این دنیا زندگی نمیکنیم...
کاش میشد بفمیم که دیگران هم حق اظهار نظر دارن...
کاش میشد بفهمیم که دیگران دروغ های ما رو متوجه میشن ، ولی به روی خودشون نمی یارن...
کاش میشد بفهمیم که حتی ممکنه با یه شوخی هم دوستانمون رو از خودمون برنجونیم... . . . . . کاش... ... ...
|+| نوشته شده توسط نی نی در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 22:56 |
|


